امروز بعد از مدت ها یک سریال نمایش خانگی خوب دیدم
خاتون
بعد از چند وقت بین این همه محتوای مضخرف یک سریال خوب رو پیدا کردم و امشب دیدمش.البته هنوز قسمت اوله و قضاوت بی پایه...
انگار طبق روحیه ی من ساخته شده بود
کیف کردم باهاش
از عوامل درجه یکش هم نمیشه چشم پوشی کرد...
موسیقی کیهان کلهر عزیز
بازی آقای دهکردی باسواد
و انتخاب درست بازیگران و شخصیت ها به نظر من بیننده
برچسبها: خاتون, سریال, نمایش خانگی, درام تاریخی
حافظ این حال عجب با که توان گفت
که ما بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم
باز هم اون بوی آشنای اندوه تابستانی
برچسبها: حافظِ جان
در دنیای تو ساعت چند است؟
آلبومی که میشه باهاش لذت سفر به شمال رو به کمال رسوند
برچسبها: کریستف رضایی
- آره این وارشه.با بقیه فرق میکنه
- خب دیگه من برم.ببخشید گلی من خیلی خستم.بابد یک خورده بیفتم اینجا.تا این اسب ها نیومدن
+معلومه که خسته ای.بخواب دیوونهه
.
.
.
-می ارزید
برچسبها: کریستف رضایی, آلبوم, فیلم, دیالوگ
امشب متوجه شدم سبک فیلم هایی که دیوانه وار دنبالش می گشتم همون سبک فیلم های عباس کیارستمی و به ویژه علی حاتمی هست
دلشدگان
خانه ی دوست کجاست
کمال الملک
در دنیای تو ساعت چند است
سیمای زنی در دوردست
....
کارگردان موردعلاقتون کیه؟
خوشحال میشم سبک فیلم های موردعلاقتون رو معرفی کنید
برچسبها: فیلم, عباس کیارستمی, علی حاتمی, سبک فیلم
احساس عجیبی دارم
دوباره همون حس ناشناخته ی ناگفتنی که مثل یک طوفان میاد و همه چیز رو میریزه به هم...
خیلی خستم دوست دارم یک فرجی بشه...نمیدونم در چی شاید یک چیزی توی زندگی یک چیزی درباره ی احسان....نمیدونم
خیلی سخته که زمان تجربه ی این احساس خونسردیم رو حفظ کنم.یک فال حافظ گرفتم ظاهرا قراره خبر های خیلی خوبی بهم برسه ظاهرا قراره همه چیز درست بشه....لااقل میشه امیدوار بود
اصلا مگه فال و این داستان ها برای چیه؟برای همین چیزاست دیگه اینکه شعر رو بخونی و جوری تفسیرش کنی که امید تو دلت ایجاد بشه
دلم گرفته... نمیدونم از چی ففط میدونم دلم سخت گرفته
ساربان بار من افتاد خدا را مددی...
حافظ جانم ممنونم که همیشه انقدر هوامو داری ممنونم پدر عزیز🤷♀️
برچسبها: حافظ
اگر فیلمی با حال و هوای در دنیای تو ساعت چند است یا بمب یک عاشقانه یا جدایی نادر از سیمین می شناسید اسمش رو میگید لطفا
برچسبها: فیلم, بمب یک عاشقانه, جدایی نادر از سیمین
انقدر سریال شهریار رو دوست دارم که فقط در لحظات خاص زندگیم نگاش میکنم
دقیقا همون لحظه هایی که مطمئنم الان وقت درستیه برای نگاه کردنش
همیشه احسان بابت این کار میخنده (از اون خنده های خوب)
پ.ن:الان در طی یک سال فقط سیزده قسمتش رو دیدم که یک وقتی این لذت زود تموم نشه
برچسبها: شهریار, سریال شهریار
امروز اصلا حوصله ی هیچ کاری ندارم
هیچی
هنوز همه ی ظرف ها کثیفه،خونه نامرتبه،کتابام رو میزه....حتی پیاز داغ غذام حاضره ولی انقدر بی رمقم که حوصله ی درست کردن بقیش رو ندارم.
البته صفت بدی به این احوالات نمیدم.اگر این روز ها بیشتر از روز های شلوغ مفید نباشن کمتر مفید نیستن.
دیروز مامان بالای احسان اومدن خونمون.خیلی خوب بود.دلم براشون تنگ شده بود.
فردا اخرین روز از امساله که کلاس دارم بعدش هم شروع امتحانات تا اول تیر بعد از اونم درس خوندن بیشتر برای المپیاد
یک زمزمه هایی برای سفر تو خونه هست.اگر اوضاع بهتر بشه شاید هوایی برای دو سه روز رفتیم شیراز و برگشتیم.
یک فیلم خیلی خوب پیدا کردم و انقدر خوب بود که دلم نیومد همش رو ببینم فعلا خودم رو گذاشتم تو چشم انتظاری تا به وقتش باهاش کیف کنم
دوست داشتم امروز برم ارامگاه فردوسی ولی خب کروناست دیگه....
یک لیست خرید طولانی به احسان دادم که شب وقتی اومد باید جا به جاشون کنم.
کتش رو هم فردا باید از خوشکشویی بگیرم
چه روز های پرکار و دل نشینی.....
از شما چه خبر؟
برچسبها: روزمرگی
به درخت نگاه می کنی؟
نارنجی پوش
همون فیلمی که میگن اردشیر رستمی توش بازی کرده.خیلی اردشیر رستمی رو دوست دارم طرز تفکرش رو دیدگاهش رو عشقش رو محبت بی پایانش رو به خوبی ها برای همین می ترسم این فیلم رو ببینم.می ترسم ببینم و مثل همه ی بازیگر ها اون عشق عظیم رو تبدیل کنم به یک جولونگاه دیسپلین که....
فعلا دانلودش میکنم میزارمش تو لیست انتظار هروقت فکر کردم جنمش رو دارم اونوقت میرم سر وقتش
این پست رو دو سه ماه پیش نوشتم ولی ظاهراً هنوز وقتش نشده...
برچسبها: اردشیر رستمی, فیلم, نارنجی پوش

از اونجایی که خیلی حسودم دوست نداشتم معرفیش کنم.الانم میزارمش تو بخش عدم نمایش در وبلاگ.از اون دست فیلماست که ادم دلش نمیاد به کسی دیگه ای نشونش بده دوست داره لااقل پیش خودش فکر کنه انحصاری مال خودشه.
از دیشب ساعت سه تا الان که ساعت یک شب هست با مقاومت ویژه جهت کمتر دیده شدن باز هم دوباره دیدمش.
A star is born
برچسبها: فیلم, موسیقی, عاشقانه, a star is born
امتحان ریاضی رو به معنای واقعی کلمه گند زدم.
به قول مولیان خوب بد جلف به لحاظ روحی نیاز دارم یک خشاب رو روی یک نفر خالی کنم.
فقط خدارشکر جناب احسان خونه تشریف ندارن وگرنه قطعا دعوامون می شد.
یعنی در اصل از دست خودم عصبانیم ها.دیروز رو زدم به تنبلی اینم از نتیجش
برچسبها: امتحان, ریاضی, تنبلی
دندونم درد میکنه
خوابم نمیبره
فردا امتحان ریاضی دارم
احسان داره با صدای ۱۹۰ فیلم می بینه
امروز مجبور شدم برای درس و این چیزا مستند رو نبینم
امروز ماشین نبود که بریم بیرون
دلم قهوه می خواست ولی نخوردم که خوابم ببره اینم از وضعیتش

برچسبها: خواب
دلم می خواد برم نمایشگاه نقاشی برم کافه های کوچولو و دنج برم تئاتر برم سینما برم کتاب فروشی برم نمایشگاه عکاسی برم کنسرت کیهان کلهر دلم می خواد یک فیلم خیلی خیلی غمناک ببینم دلم می خواد برم اهواز واقعا دلم می خواد برم اهواز دلم می خواد برم شیراز دلم می خواد برم یک شهر کوچک که نه کسی منو بشناسه نه من اونو دلم می خواد مستند های هنری ببینم دلم می خواد همه ی اجراهای عرفان طهماسبی رو ببینم دلم می خواد مستند عرفان طهماسبی رو هم دوباره ببینم دلم می خواد برم جایی که خانم سلامی اینا اول اونجا بودن و الان من یداش نمی کنم دلم می خواد شهریار ببینم دلم یک سکوت طولانی می خواد دلم نشستن و زل زدن به نقاشی ونگوک رو می خواد دلم مزار شجریان و اخوان ثالث رو می خواد حافظیه رو می خواد دلم یک دوست 60-70 ساله می خواد دلم رفتن به گلیم فروشی های اردبیل رو می خواد دلم حال و هواش یک چیزی مثل فیلم شاعر زباله هاست.یک بغض که همراه با شور و شعف عاشقانست.نمیدونم دلیلش چیه و از کجا پیداش شده ولی خب دلم می خواد چیکار کنم؟
دلم می خواد بشینم تمام علایق احسان رو مرور کنم.دلم می خواد کتش رو بردارم بپوشم برم جلوی آینه و به خودم بخندم.دلم بوی یک عطر ملایم می خواد یک دسته گل بزرگ.یک اثر هنری شاهکار.
چقدر عجیب شده!

امروز میخوام بشینم یک فیلم باحال با هم ببینیم
کسی فیلم خوب میشناسه ما رو هم مستفیض کنه؟
فقط لطفا ژانرش رو هم بنویسید
برچسبها: فیلم
دوباره انگار همه چیز ریخته بهم.انقدر بد که فکر می کنی درست نخواهد شد.هیچ وقت نفهمیدم اینجور مواقع باید چی کار کرد.هیچ وقت.
دلم یک جایی رو می خواد که نمیدونم کجاست یک جایی دور از اجتماع که تنها سه چهار نفر اونجا باشن اون ها هم یا ادم رو کلا نشناسن یا اگر می شناسن رفیق ترین رفقای ادم باشن.یک جایی مثل بافت قدیمی یک کشور دیگه مثل کتاب فروشی مثل گالری عکس و نقاشی.شاید دلم یک کلاس هنری میخواد نه به عنوان هنرجو به عنوان یک شاگرد یکی که از یک ادم پیر می خواد کلی تجربه یاد بگیره.اصلا فیلم خانه ی دوست کجاست رو دیدین؟دلم یکی مثل اون پیرمردی رو می خواد که به خاطر اون پسر کتش رو پوشید و باهاش کلی راه رفت بعد هم بهش اون گل رو هدیه داد.حتی دلم یک غذایی رو میخواد که نمیدونم چیه بوش رو می فهمم ها!ولی نمیتونم تشخیصش بدم چیه.دلم گپ و گفت با یک توریست رو میخواد یک توریست خارجی نااشنا شایدم دلم عکاسی میخواد.نمیدونم.فقط اونجا هر جا هست تو شهر های ایران نیست یا حداقل تو بافت جدید شهر های ایران نیست.اصلا دلم میخواد همین الان پاشم برم ابیانه از اون لباس های زیبای محلی هم بپوشم که حداقل خودم احساس کنم مال اونجام.
خدایا من که خودم نفهمیدم چی میخوام ولی میشه تو درستش کنی؟
شما دلتون چی میخواد ؟
برچسبها: خانه ی دوست کجاست, گردشگری, ابیانه, غذا
اصلا نمیدونم دلم وی میخواد فقط میدونم چند روزه یک چیزی رو عجیب می خواد یک چیزی که سرشار از شاعرانگی باشه یک چیزی مثل پیدا کردن یک دوست قدیمی یک چیزی مثل سر زدن به خونه ی یک سالمند یک چیزی مثل رفتن به کافی شاپ و دورهمی داشتن یک چیزی مثل چرخیدن دو سه ساعتی تو کتاب فروشی های کوچک و اشنایی با فروشنده هاشون یک چیزی مثل دیدن هوشنگ ابتهاج از نزدیک یک چیزی مثل یک فیلم عاشقانه یک چیزی مثل گوش کردن به احوالات اردشیر رستمی یک چیزی مثل اتش و باران یک چیزی مثل رفتن به ارامگاه فردوسی یک چیزی مثل ورسک یک چیزی مثل پا دل دل یک چیزی مثل گل بردن برای مامان احسان یک چیزی مثل دیدار معلم اول دبستان یک چیزی مثل موسیقی فیلم در دنیای تو ساعت چند است از کریستف رضایی یک چیزی مثل رفتن و کمک کردن به رفتگر یک چیزی مثل خونه ی اجاره ای همون خانم جهان دیده ای که که در دهلران بود یک چیزی مثل یک فوتبال ناب با برد ایران در دورهمی پیرمرد های دهلران که با احسان باشه یک چیزی مثل یک لباس محلی و زیبا یک چیزی مثل هدیه گرفتن یک چیزی مثل اینکه بدونی بچه های فامیل چقدر دوستت دارن یک چیزی مثل دوری از خانه یک چیزی مثل همان عشایر های مهربونی که در کردستان دیدیم و نداشتن شب از اونجا بریم یک چیزی مثل اقایی که در اورامانات روبه روی مقبره ی پیر شالیار مغازه ی بسیار زیبایی داشت یک چیزی مثل...
شما چی دلتون چی میخواد این روز ها؟
برچسبها: شاعرانگی

دیگه عادت کردم؛یعنی عادت کردیم
اون خوابش می بره و من می بینمش ، ناخوداگاه اشکام می ریزه
تموم که میشه تو چشمام زل میزنه میگه بازم که گریه کردی.
نمیدونه تک تک لحظاتش یاداور خودشه
خدایا شکرت
نمیدونم این فیلم من رو عاشق هوشنگ ابتهاج کرد یا هوشنگ ابتهاج من رو عاشق این فیلم کرد

یک شخصیت دیگه به لیست مورد علاقه هام اضافه شد.
Ted Lasso دوست داشتنی
پیشنهاد می کنم اگر دوست داشتین ببینیدش.
برچسبها: Ted Lasso, سریال
اگر همین روزها فیلم رگ خواب رو نبینم از وقتش میگذره
بالاخره اتفاق افتاد.سه شنبه ساعت ده صبح چاره ای جز عاشق شدن برام باقی نموند
خدایا من!
برچسبها: رگ خواب
گاهی اوقات نمیدونم چرا اما با اینکه چیزی برای گفتن ندارم دلم میخواد بیام اینجا و یک چیزی بنویسم اینجور مواقع اشعار به کمک آدم میان
راستی گفتم اشعار یک خبر خوب دارم امروز داشتم اینترنت رو بالا پایین می کردم که فهمیدم آقای ابتهاج آلبومی از دکلمه ی اشعارشون آماده کردن خیلی خوشحال شدم البته هنوز بهش گوش ندادم.
احسان هم این روز ها اوج کارشه و من هم اوج تکالیف و دروس مدرسم چند وقته دارم تلاش می کنیم یک تایمی رو پیدا کنیم بشینیم فیلم ببینیم شعر بخونیم تولستوی بخونیم نادر ابراهیمی بخونیم و از همه مهم تر با هم حرف بزنیم.
دلم میخواد یک خونه ی سنتی داشته باشم که شب ها چراغ های ایوونش رو روشن کنیم من چای کوهی دم کنم و احسان هم مثل پدربزرگ ها بشینه شعر و کتاب بخونه یا بشیینم با هم فیلم ببینیم موسیقی گوش کنیم یا ...
در طول این نوشته کلی چیز به مخم زد که شاید تو نوشته های بعدی راجع بهش حرف بزنم.
خلاصه اینکه این روز ها چندان هم دلچسب و دلخواه نیست البته اگر هوای بی نظیر امروز مشهد رو در نظر نگیریم
ولی می گذره....
برچسبها: کتاب, وقت, فیلم, حرف
.jpeg)