از فردا آخرین هفته ی قرن شروع میشه

نمیدونم چرا ولی از همین الان دلم برای این قرن تنگ شده تمام لحظات شاد و غمگینی که داشتم

وقتی فکرش رو میکنم این حجم از اتفاقات متعدد در 15 سال آخر یک قرن افتاده مغزم سوت میکشه تمام اتفاقاتی که من و شخصیتم و سرگذشتم رو شکل دادن

فعلا نمیخوام راجع به سال آینده فکر کنم حتی نمیدونم دقیقا سال آینده قراره با خودم چند چند باشم 

فعلا فقط میخوام از آخرین ساعات این قرن تمام لذت رو ببرم

نمیدونم دقیقا میخوام چیکار کنم ولی کیف میکنیم از همین فردا هم شروع میکنیم.یادمه دو سال پیش وقتی سال داشت تحویل می شد خیلی چیز ها رو از عمق وجود آرزو کردم که حالا درست همینجان همین بغل دستم کلی اتفاقات خوب و بد داشت امسال که حتی اتفاقات بدش هم می ارزید به سختیش حالا که انقدر خوشبختم و خدا رو همین جا احساس می کنم دیگه میخوام دور تند و تند رفتن رو بزارم و دور آروم و با همین چند چیزی که دارم خوش باشم به معنای واقعی کلمه پس بزن بریم

فردا رو زندگی میکنیم. 


برچسب‌ها: نوروز, زندگی
نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۹  توسط خانم امید  | 


حال و هوای این روز هام شده مثل دیوانه ها(منظورم از دیوانه ها فرزانگان دیوانست نه احمق ها)

شب هاروبیدار می مونم 

همش موسیقی گوش میدم 

همش فیلم میبینم 

همش دیوانه وار دنبال داستان می گردم 

همش پشت چراغ قرمز برای بچه ها دست تکون میدم 

.....

منظورم ادم هایی نیست که مثبت نگرن و فکر میکنن همه ی عمر رو باید لبخند زد و شاد شاد شاد زندگی کرد و نباید حتی یک لحظه از عمر رو بر فنا داد و از این حرف ها(که بدون شک این هم سبکی از زندگیه و قابل احترام حتی برای منی که مخالفشم)بلکه منظورم ادم هایی که با احساسات زندگی میکنند یک نمونه ی خیلی کوچک از زندگی مولانا مثل احسان عبدی پور و اردشیر رستمیه و اینا...

خلاصه اینکه چقدر اینجوری خوش میگذره چقدر حال دلم بهتره و چقدر دوستانی در این حال کمن 

عجیبه و زیبا!!


برچسب‌ها: داستان, موسیقی, شعر, احسان عبدی پور
نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۹  توسط خانم امید  | 


بیاین با هم صادق باشیم

اگر پاییز نبود هیچ وقت نمیشد ز خرش خرش کردن برگ ها لذت برد

هیچوقت رقص این همه برگ تو یک روز محقق نمیشد

هیچوقت انار ترش چشیده نمیشد

هیچ زمانی اشعار فاضل نظری و هوشنگ ابتهاج گوشت نمیشد به جون آدم

اگر پاییز نبود آلبوم عاشقانه های احسان خواجه امیری از ته دل یک عاشق شنیده نمید

هیچ وقت سریال داستان های آنشرلی دیدن نمیشد

اگر پاییز نبود قهوه به وقت دلتنگی نمی چسبید

اگر پاییز نبود کتاب یک عاشقانه ی آرام نادر ابراهیمی خوانده نمیشد

پاییز عجیبه شب های تمام نشدنیش ساعت های جابه جا شدش سردی لذت بخش هواش ولی بیاین هوای آدم های عاشق رو تو این فصل داشته باشیم اونا تو این شب ها سخت دووم میارن اونا اگر یک شب نتونن تو خیابون قدم بزنن روانی میشن بیاین بگردیم دوروبر خودمون حتما آدم هایی رو پیدا می کنیم که با بارون پاییزی یک گوشه ی خلوت اشک ریخته باشند و معشوقشون رو متصور شده باشند فقط کافیه گاهی اوقات بریم بغلشون کنیم و بهشون فرصت اشک ریختن بدیم همین برای ما سادیه ولی برای اونا مثل یک عمر دوباره می مونه

پاییزمون مبارک امیدوارم این پاییز حواسمون به همه ی آدم های عاشق هم باشه گاهی خیلی سخت می گذرونند


برچسب‌ها: عشق
نوشته شده در  سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۹  توسط خانم امید  | 


این چند روز نمیدونم دقیقا چمه انگار نیاز به یک تنوع داره یک تنوعی که هر چند کم ولی انگیزه بخش باشه خیلی تا حالا راجع بهش فکر کردم ولی به هیچی نرسیدم پس تصمیم گرفتم از شما کمک بگیرم اصلا دوست دارم چند تا از عادت های غیر معمولتون رو که موجب تنوع در زندگیتون شده رو بنویسید تا من هم ازشون استفاده کنم

...............................

عادت این هفته رو هم از بین این ها انتخاب می کنیم

نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۹  توسط خانم امید  | 


چندوقت پیش یک پست راجع به تمرین برای عادت های زیبا نوشتم

چندنفر اعلام آمادگی کردند

پس برای شروع بیاین سعی کنیم روزی حداقل نیم ساعت رو برای تنهایی خودمون وقت بگذاریم کار خیلی سادعیه ولی حس خیلی خوبی رو باعث میشه

پ.ن:اگر کسی نظر دیگه ای هم داره حتما خوشحال میشم بشنوم


برچسب‌ها: تنهایی, عادت های زیبا, تمرین خوب بودن
نوشته شده در  جمعه دهم مرداد ۱۳۹۹  توسط خانم امید  | 


اسلایدر