امروز رفتم سرمزار مبینایی که خاکش کرده بودم

خیلی اندیشه های قشنگی داشت

خیلی زنده بود

کاش نمی رفت....

دلم براش تنگ شده

نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


اومدم تلسکوپ بخرم

بعد چهار سال تلاش....

دارم میلرزم

نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


بهترین حالت اینکه جامعه گل و بلبل باشه و تموم

ولی حالا که نیست خیلی خوبه که خانم ها هم خیانت میکنن.اینجوری مردا هم مورد خیانت قرار میگیرن

اینجوری فقط زنا نیستن که باید زجر بکشن

نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


عجیبه

عشق میتونه همه قدرت ادم رو بگیره و همزمان میتونه به اندازه باور نکردنی به ادم قدرت بده

نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


Listen to Dimash Kudaibergen & Lara Fabian - KNOW duet by hanyshalla22 on #SoundCloud
https://soundcloud.com/fufzrwzovbsk/dimash-kudaibergen-lara-fabian?ref=clipboard&p=a&c=0&si=6b2e7b51cb4643199e425a1087747ecf&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing

نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


Listen to Dimash Kudaibergen & Lara Fabian - KNOW duet by hanyshalla22 on #SoundCloud https://soundcloud.com/fufzrwzovbsk/dimash-kudaibergen-lara-fabian?ref=clipboard&p=a&c=0&si=6b2e7b51cb4643199e425a1087747ecf&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing

نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


وقتی یک پدر خیانت میکنه دخترش برای همیشه نسبت به همه جهان بدبین میشه

چون توی بچگی الهش،امنیتش یکهو همه چیز ر‌و گذاشته رفته

توی راهی رفته که دیگه نمیشه برگشت

دختراتون رو لااقل توی بچگی عزادار خودتون نکنید.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


دیدی وقتی میری یک کشور دیگه چه حالی داری؟دقیقا گرفتار غربت میشی.غریبه بودنی که ترس آفرینه

وقتی خودت رو نمیشناسی هم دقیقا همینه.هیچکسی رو دذون خودت نداری که باهاش آشنا باشیو این خیلی ترسناکه

نوشته شده در  شنبه دهم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


والله زوره هنوز بیست سالت نشده باشه بعد شب تا صبح از فکر و خیال خوابت نبره

نوشته شده در  شنبه دهم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


به نظرم عشق مثل آتیشه

میسوزونه ولی گرما میده نور میده

اولش داغه؛شعله وره ولی کم کم شرد میشه آروم آروم ذغال میشه خاکستر میشه ولی خنوز همونقدر قشنگ و زیباست

و هنوز وجود داره

نوشته شده در  شنبه سوم شهریور ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


اسلایدر