مشکل که زیاد داشته باشی چشم وا میکنی میبینی توی جوونی شدی مادر همه.حتی مادر مادر خودت...

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


اگر هم دچار شکید که آیا شما هم بز محسوب میشید یا نه باید بگم که خیر چون بز های واقعی ایمان دارن به بز نبودنشون

نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


بزها حيوانات بسيار اجتماعي هستند وعلاقه دارند با هم باشند مخصوصاً اگر احساس خطر كنند يا از محدوده خانه‌اشان دور شده باشند. اگر چه اين براي تعداد كمي از بزها معمول است كه از گله خود جدا شوند و در تنگنا قرار مي‌گيرند. بزها از ضربات سر براي ثبت كردن قلمرو شخصي خود استفاده مي‌كنند

پس اگر خواستین با بز های اطرافتون دچار مشکل نشین باید از اجتماع دوری کنید

نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


هیس!

نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


یک روز بالاخره میرم روی یک ساختمان بلند یک برج

به پایین نگاه میکنم ماشین ها و آدم هایی که بیهوده و مدام عین مورچه از اینور به اونور میرن رو نگاه میکنم آسمان رو نگاه میکنم ستاره ها رو با دقت میبینم مرغ سحر رو گوش میدم یکم میخندم و میپرم

از لحظه ای که پریدم تا وقتی برسم به زمین حدود دو سه ثانیه وقت دارم.تو اون دو سه ثانیه به هیچی فکر نمی‌کنم.آزاد ترین حالت ممکن.رهایی مطلق.چیزی که هیچ جور دیگه ای نمیشه پیداش کرد و بعد ۳ تا تیک ساعت هم میمیرم.به همین راحتی

امیدوارم وقتی مردم بابام بفهمه که یکی از دلایلی اون بوده.اینجوری لااقل با خواهرم دیگه مهربونه.لااقل پدره براش

نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


بابای من این فرهنگ رو نداشت و چون کشیدم و میفهمم یعنی چی دارم بهتون میگم

بابا های محترم خواهشا طوری با دختراشون رفتار کنین که وقتی ازدواج کردن فکر نکنن کارگرن.هیچ وقت مستقیم بهشون نگید کار خونه با دختره و بهشون دستور ندید فلان چیز رو بیار اگر خودتون و همسرتون صبح میرید و ظهر بر می‌گردید بعد از رسیدن به خونه جلو بچه هاتون نرید دراز بکشید و در مقابل همسرتون در حال آشپزی باشه.کاری کنید که دختراتون عدالت رو بفهمن.فرقی نمیکنه نا حقی طرف کی باشه و این نامعادله به نفع کی بچرخه.بهشون یاد بدید که همه با هم باید این نامتعادلی رو تبدیل به یک تساوی کنیم

نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


هنر یادآور خاطره‌ای مبهم از مقام والایی است که در بهشت داشته‌ایم و از آن فرو افتاده‌ایم. (هیلدگارد مقدس)

نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


محمدرضا شجریان

اسطوره ی نسل من.اسطوره ی قابل لمس نسل من

کسی که بهت امید میده.یک بار دیگه یادت میاره که میتونی چی بشی و اگه نشی چقدر به خودت مدیونی

با دیدنش کیف میکنی

شنیدن صداش انگار وصلت میکنه به بهشت

حرفاش.حرکات.تصمیماش

همش برای نسل من مثل مرواریده گنجه

آدم باید خیلی خوشبخت باشه که بخشی از زندگیش توام بشه با این گوهر.

گاهی نمیدونم باید دربارش چی بگم.شجریان یک اسطوره بود.یک اسطوره هست ولی برخلاف همه ی اساتید و اساطیر به طرز عجیبی قابل فهمه.قابل رسیدنه.بت نیست عجیب نیست.یک آدمه ولی درجه والایی از آدم.درجه والایی از تفکر و نمونه برتری از انسانیت و شعور

نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


.


ادامه مطلب...
نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


اسلایدر