یک عمر خودم رو گول زدم

دنیایی رو توی ذهنم ساختم برنامه هام رو با اپن چیدم.ارزوهام رو با اون تصویر کردم و شروع کردم به اجرا کردن اون ها

کم کم دیدم نمیشه.ارزو برآورده میشه ملت شگفت زده میشن و اون اقتداری که میخواستم نمیشه انگار قطعه هایی از پازل بهشتی دست من بود که از بهترین رنگ ها ساخته شده بودن ولی هرکار می‌کرد جور نمیشد با پازل این جهان که هر قطعش یک مدل بود

الان ۱۸ سالمه.۱۸ سال اشتباه بودم الان باید درست بشم

هنوز هم دیر نشده

زندگی کردن با حقیقت خیلی رویاییه خیلی قشنگه ولی وقتی توی حقیقت خودساختت داری لذت میبری جهان از پشت بهت حمله میکنه تو تحمل میکنی میخوای رامش کنی ولی از یک‌جایی به بعد چاره ای برات نمیمونه جز اینکه تو هم خنجری رو برداری

نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


اسلایدر