ازش نمیگذرم
و انتقامش رو واگذاری میکنم به خدا
اون خیلی قشنگ تر و خیلی خلی دردناک تر انتقام میگیره
منم میشینم پام رو ميندازم رو پام و لذتش رو می برم کیف میکنم تز اینکه ذره ذره همشون دارن به ته بدبختی هجوم میارن
برام مهم نیست چقدر کامنت داشته باشم درباره بخشیدن.تا وقتی تو شرایط من نباشی نمیفهمی دارم چی میگم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۳  توسط خانم امید
|