کاش های زیادی توی سرم بود...

کاش بلاگفا دوباره مثل قبل کیف دار و خوشمزه بشه

کاش خانم لبخند برگرده

کاش دوستانی که اینجا پیدا کردم دوباره بیان و بنویسن

کاش اون لحظه هایی که زمان می ایستاد برگردن

کاش کتاب باز دوباره پخش بشه

کاش شجریان دوباره بخونه

کاش گرمای تابستان باشه

کاش صفی یزدانیان چیزی بسازه

کاش احسانو چیزی بنویسه

کاش حیدو هدایتی چیزی بخونه

کاش موسیقی دوباره ما رو غرق کنن

کاش آسمان به اندازه اولش دلپذیر و جذاب باشه

این کاش خا خیلی مهمن خیلی ارزشمندن ولی طول میکشه تا آدم بفهمه زمانشون تموم شده طول میکشه بفهمه ارزشمندن ولی نه به عنوان داشته بلکه به عنوان میراث ارزشمندن

یک قطعه و برشی از زندگی که نه میشه رنگش رو نشون داد نه میشه با کلمات توصیفش کرد.یک چیزی که فقط توی قفسه سینه تا زمانی که دیگه نباشی و چیزی که قابل بیان نیست و شخصیه خیلی گوهره خیلی نابه

این فصل زندگیم خیلی قشنگ بود.هیک وقت فراموشش نمیکنم

نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲  توسط خانم امید  | 


اسلایدر