حدودا یک سال پیش یک ویدیویی به دستم رسید که یک مرد جوانی به نام بهزاد رئیسی این شعر رو همراه با ملودی زیبای گیتارش میخوند 

نمیدونم چرا ولی بعد یک سال دقیقا تو همون روزها دوباره یاد اون ویدیو افتادم.کلی تلاش کردم که از پی وی این و اون دوباره پیداش کنم.و بالاخره پیدا شد.

منم با گوش کردن اون آهنگ رفتم تو دنیای زیبایی شفیعی کدکنی عزیز.

یک فیلم از آقای کدکنی دیدم که با دو کودک چقدر زیبا برخورد کردن و واقعا کیف کردم.یک فیلم هم دیدم که درباره ی شجریان دوست داشتنی نظر می دادن.شاید همین دو فیلم و این شعر قشنگ کافی بود برای اینکه بفهمم این مرد چقدر بزرگ و فهمیدست.

گاهی اتفاقات به همین زیبایی جلو میرن.همین فیلم ها تونستن من رو تبدیل کنن به یک طرفدار آقای کدکنی عزیز

پ.ن:علاوه بر اون متوجه شدم روز تولدم با جناب کدکنی در یک روزه و این خیلی زیباست.اندکی هم باعث افتخاره...

 


برچسب‌ها: طفلی به نام شادی, شفیعی کدکنی
نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر ۱۴۰۰  توسط خانم امید  | 


اسلایدر