اون روز احسان برداشته بهم میگه بزنیم بریم سفر یکجا چند روز واستیم کیف کنیم که البته بعد از مواجه شدن با نگاه خوفناک من فهمیدم باید زبان برگیرد
ولی حالا خودمونیم خودمم خیلی دلم سفر میخواد خیلی
مخصوصا شیراز و اهواز دلم لک زده برای بوی بهارنارنج ها و شب بیداری ها
نمیدونم فکر کنم دیگه دارم دیوانه میشم
برچسبها: سفر, شیراز, اهواز, مدرسه
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۰  توسط خانم امید
|