دنیای عجیبی ست 

معلم ادبیات فارسی به دلیل حرف زدن زیاد و نظر های بیجا نمره میده 

معلم ریاضی انقدر درگیر حساب و کتاب نمرات روی کاغذ شده که یادش رفته ریاضی طبیعت رو ببینه 

دبیر شیمی در بین صحبت های کسل کنندش از ترکیب بی مانند محبت فراموش می‌کنه 

معلم هنر حتی هنر حرف زدن رو هم ندارم 

معلم فیزیک به جای محاسبات تکراری خودش رو در آزمایشات شاهکار فیزیکی غرق نمیکنه 

معلم تاریخ و اجتماعی یادش می‌ره که فرهنگ ارتباط برقرار کردن با دانش آموزان چجوریه 

معلم قرآن فکر می‌کنه اگر یک کسره رو فاتحه بخونیم به خدا بر میخوره ولی اگر به یک بچه انقدر سختگیری کنیم که از این شاهکار عجیب زده بشه تازه ثواب هم کردیم 

معلم پیام تنها تفکرش اینکه دانش امپزان همه ی درس ها رو میخونن الا درس من و همه رو متهم می کنه در حالی که داره درس قضاوت نکنیم رو از روی کتاب قرائت می کنه 

معلم زیست شناسی یادش رفت داره با چه چرخه ی عظیمی و به واقع حیرت اورد داره زندگی میکنه و چسبیده به زیست کاغذ و قلم 

معلم زمین شناسی نمیدونه وقتی میگیم قاره ها در اول یک خشکی بزرگ بودن یعنی ادم ها اول یک گروه بزرگ بودن 

معلم زبان هیچ وقت زبان حرف زدن و اموختم رو نفهمیده هیچ وقت زبان اتحاد و همدلی رو درک نکرده 

معلم عربی وقتی قران میخونه چیزی اش نمی‌فهمه 

معلم دفاعی داره داد نزنه که های و هوی جنگ نرمه و دشمن داره عقایدش رو می‌کنه تو نغزتون در حالی که نمیدونه خودش چه چیز هابی رو داره تحت عنوان امورش به ما یاد میده

معلم ورزش با ورزشی که می‌کنه حال خوبی نداره 

و در نهایت اموزش وقت گذروندنه وقتی دانش آموزی از لذت طبیعت مرحومه و محکوم به صبح زود بیدار شدنی که برخلاف آزمایشات علمی هست 

 

 

 

 

نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۹  توسط خانم امید  | 


اسلایدر