امروز با احسان یکسر رفتیم جای بچه های نجوم و دوباره باهاشون یکم گپ زدیم سر اینکه بالاخره برای انتخاب رشته باید چیکار کنم بعد هم رفتم مطب بابا یک روزی رو اونجاا الاف بودم که با محیطش بیشتر آشنا بشم.یکسر هم رفتم با استاد موسیقیم صحبت کردم و از کار موسیقی شنیدم.خلاصه اینکه حرف همشون تقریبا یک چیز بود و همون حرف های تکراری... بنابراین با تمام سختی هاش انتخاب رشته میفته به گردن خودم تنهای تنها بنابراین رفتم تو اینترنت یک سرچی کردم راجع به رشته های دانشگاهی و سختی رشته های دبیرستان و کلی چیز دیگه.در آخر هم به این نتیجه رسیدم که جهنم و ضرر ریاضی فیزیک رو برای الویت اولم انتاب کردم چون نمیخواستم مثل تما آدم هایی باشم که میگن ما عاشق فلان کار و بودیم و نتونستیم بهش برسیم (چون هیچ وقت تلاش نکردن).اگر هم سختی داشته باشه مطمئنم از پسش بر میام هرچند الان نمرات ریاضی فیزیکم از همه ی دروس بالاتره در آحر هم با احسان مشورت کردم راجع به اینکه قراره چیکار کنم و تصمیم چیه بهش گفتم ممکنه برای با هم بودن وقت کمتری داشته باشیم و آینده مشکل تر بشه بعد از اتمام دانشگاه و کمبود امکانات در ایران برای آسمان شناسی و این چیز ها و نتیجه ی نهایی همه ی این ها امروز این شد که :

اولویت اول ریاضی فیزیک

دوم تجربی

سوم صنعت

چهارم هنر

پنجم کشاورزی

ششم خدمات

هفتم ادبیات

و هشتم هم معارف

راستش خیلی با تخیلاتم فاصله داشت آخه تو تفکرات من قرار بود امسال جنگ جهانی بین من و بابا رخ بده.بابا حق داره میگه رشته ی نجوم خیلی تو ایران امکاناتش کمه و تو نمیتونی و سختت میشه و از این جور حرف ها هرچند بابا خودش خیلی علاقه داره به این رشته و شاید چون خودش نبود امکانات رو چشیده اینجوری می ترسه از آینده ی من از طرفی هم خب پزشکی رشته ایه که اگر بخوام بخونم بلافاصله بعد از اتمام دانشگاه میتونم برم پیش بابا کار کنم و کم کم تخصص بگیرم و همه به طرز فجیع و عصف بار بهم بگن خانم دکتر(که به شخصه نمیدونم در قبال این حجم از بی تفکری و بی فکری باید چی گفت) و در کل کلی پول به جیب بزنم

در آخر اینکه خدارشکر انگار تونسته بودم تو این چهار سال به بابا بگم من دقیقا چی میخوام و جریان چیه و در نهایت بدون هیچ جنگ و دعوایی دوتاییمون سر ریاضی فیزیک به توافق رسیدیم

پس تبریک به خودم .... بزن بریم به سوی علاقه ی پر دردسری و مشکلاتی که مشکلاتش هم بی نهایت بار شیرین و قشنگه

آخه وقتی پروفسوری که تو ایران عمرش در این زمینه صرف شده و حقش کاملا ضایع شده داره صاف تو چشمام نگاه میکنه میگه خام فلانی برو سمت علاقت فکر کنم دارم راه درستی رو انتخاب می کنم.

همین

بزن بریم


برچسب‌ها: انتخاب رشته, نجوم, علاقه
نوشته شده در  پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۹  توسط خانم امید  | 


اسلایدر