به نظرم ادمای رنج کشیده یک فرق اساسی دارن که دلپذیرشون میکنه

اونم اینکه میدونن تهش هیچی مهم نیست و هیچی شبای سخت رو اروم نمیکنه الا یک چیز.اون یک چیزم اسم نداره.مستقیم بیان نمیشه.فقط یک چیزی هست. یک حس.یک حسی که هیچ ارتباطی به شهر محل سکونت و شغل و تعداد صفر های حساب و کیفیت مصالح خونت نداره ولی یک جایی یک لحظه ای میشه تنها چیزی که خوشگل زنده نگهت میداره

و میدونی چرا عشق عزیزه؟چون این حسو بعد از شرحه شرحه شدنت به عنوان مدال میندازه گردنت

نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳  توسط خانم امید  | 


اسلایدر