دیگه شرایط مثل قبل نمیشه.دیگه من هم اون ادم قبلی نمیشم
تا الان یک درد بود که روی همه وجودم سایه داشت روی همه لحظاتم ولی شیرین بود وقتی نبود انگار من نبودم انگار اون درد من بودم و خودم انتخابش کرده بودم
ولی درد دوم...تازه فهمیدم درد چیه
هیچ چیز مثل قبل نمیشه ولی الان دارایی من اینه من که میتونم تو این ورژن بهترین باشم.طول کشید خیلی طول کشید تا بتونم دوباره واستم رو پام.الان هم نمیدونم چقدر دوباره طول میکشه تا بیفتم...نمیدونم
ولی شاید همه اینا اومده بود تا بفهمم چه دارایی دارم.ادم های اطرافم مامان دوستام و بیشتر از همه همسرم.خیلی مهم که شوهرت کمکت کنه پشتیبانیت کنه نه به این معنا که همیشه ناز و نوازشت کنه.احسان هروقت لازم بود اخم کرد بهم سخت گرفت بهم دعوام کرد.و اگر اون دعواها نبود اگر اون حمایت نبود واقعا میتونستم دوباره واستم؟
پ.ن:آقای شهاب عزیز ممنونم که این مدت با کامنت هاتون همراهیم کردین و شدیدا شرمنده ام که بخش اعظمیش بی پاسخ موند.شاید به این خاطر بوده که من هم جوابش رو نمیدونستم.خوشحالم که شمارو اینجا شناختم