اولش ناراحت میشی که چرا بابات عین سپر،محکم واینستاد جلوت و چرا ازت محافظت نکرد
بعد یاد میگیری خودت محکم وایستی و هر چی تیر بهت زدن به روت نیاری حتی اگر بابات یک روزی سپر شد برات هلش بدی اونطرف بگی خودم هستم
ولی زمانی خیلی درد داره زمانی دنیات یک لحظه نابود میشه که می بینی اون بابایی که یک روزی میخواستی محافظت باشه الان داره از نزدیکترین فاصله بهت ضربه میزنه
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد ۱۴۰۳  توسط خانم امید
|